هفت‌ویک | فروشگاه اینترنتی آنلاین

معرفی انواع لباس عروس جدید بیشتر بدانید

ساده زیستی-هفت ویک77209

۱۴۰۰/۱۰/۱۲ سپیده ایمانپور

 

ساده زیستی شاید مرحله ای از زهد باشد زیرا زهد دوری گزیدن و بی میلی روحی با عقلی و یا قلبی ازاشیاء و اموری که مورد تمایل و کشش طبع انسان است و ساده زیستی بنابراین کلام امام علی[ع]: التزهد یودی الی الزهد] آغازین زهد می باشد و بدون ساده زیستی امکان زهد نمی باشد

 

اکنون با توجه به معنای فوق که یک فرد مومن در سیر زندگی خود انتخاب می کند و در دل و عمل خود بان پایبنداست ساده زیستی یک حالت روحی خواهد بود که به مظاهر مادی زندگی بی اعتنااست. این بی اعننایی و بی توجهی تنها در فکر واندیشه واحساس و تعلق قلبی نیست بلکه درزندگی عملی خویش ساده گی و قناعت را پیشه می سازد واز تنعم و تجمل و لذت گرایی پرهیز می نماید.

معنی ساده زیستی:ساده زیستی یا همان قناعت در معنای صحیحش ،آن حالتی است برای نفس، که باعث اکتفا کردن آدمی به قدر حاجت وضرورت می شود. ساده زیستی، به معنای سامان دهی شکل زندگی است؛ به گونه ای که مانع حرکت معنوی انسان نشود، بلکه هموار کننده راه خدا باشد. مصادیق این ساده زیستی در هر زمانی متفاوت است؛ ولی قانون همین است که گفته شد.برداشت ناصحیح از ساده زیستی:
یکی از کمالات اخلاقی انسان، زهد و ساده زیستی است و در متون دینی درباره ی مخالفت با تجملات دنیوی و دنیاگرایی، تأکیدات فراوانی وارد شده است. البته دیدگاه های مختلف در این زمینه، موجب بروز تفاسیر گوناگون در اجتماع است. متأسفانه برداشت های ناروا از منابع دینی و یا نادیده گرفتن سنت و سیره ی پیشوایان معصوم (ع) و اعتقادات شخصی؛ نحله های گوناگونی را پرورانده است. جمعی در مسیر افراط، و گروهی در وادی تفریط، حقیقت زیبای زهد و پارسایی را مشوش ساخته اند؛ به گونه ای که گاهی با شنیدن واژه زهد، انزوا و تنهایی و دوری از مردم و تمدن و پیشرفت و ترقی و پرداختن به دعا و عبادت در گوشه ای آرام و فارغ از مشغله های زندگی، در ذهن انسان تداعی می گردد و این به معنای واژگونه ساختن حقیقتی ارزشی و آلوده ساختن مفهومی ملکوتی است.

یکی از سفارش های دین اسلام، توصیه به ساده زیستی است و در سیره ائمه اطهار (ع) نمود بارزی دارد. گرایش به زیبایی و جمال دوستی یکی از ابعاد وجودی انسان است، از این سو تجمل و جمال به خودی خود بارمنفی ندارد. اما آنچه در این بین مورد نکوهش شدید اسلام قرار گرفته است، گرایش افراطی به تجارت و تشریفات دنیوی و هدف قرار گرفتن آن در زندگی است، گرایش به تجملات و زرق و برق دنیا، آسیب ها و آثار نامطلوبی را در حوزه فردی و اجتماعی درپی دارد. فراموشی یاد خداوند، کفران نعمت، پیدایش وگسترش فقر، رواج الگو گیری نامناسب و تقلید های ناصحیح و ... از آسیب های این گرایش است و در مقابل آن ساده زیستی آثار مطلوبی را در حوزه فردی و اجتماعی درپی دارد. موفقیت در زندگی، تحصیل عزت نفس، قدرت ، آسودگی و ... ازآثار ساده زیستی به شمار می روند. لذا این تحقیق به روش تحلیل محتوا و به شیوه کتابخانه ای صورت گرفته است و به قیاس آسیب تجمل گرایی و آثار ساده زیستی می پردزاد. یافته های حاصل از این تحقیق نشان می دهد که میزان کیفیت زندگی افراد ساده زیست در مقایسه با افراد تجمل گرا روند افزایشی و رضایت مندی بیشتری وجود داشته است، از این روسعی شده است راه کارهای افزایشی ساده زیستی و پیشگیری از تجمل گرایی با تاکید برسبک زندگی اسلامی بیان شود.

البته فرق است بین ساده زیستی و نامرتبی و ولنگاری و بی نظمی و نیز منافاتی بین ساده زیستی و برخورداری از عزت و کرامت نفس نمی باشد.

 

انسان مسلمان همچنانکه زندگی بی آلایش و پاکیزه و منظمی راانتخاب می کند از وقار و هیبت و عزت مومنانه ای برخورداراست.

 

ساده زندگی کردن با مسائل امنیت نیز منافاتی ندارد چون قلمرویمسائل امنیتی به استفاده ضروری ازامکانات حفاظتی محدود می شود و تشریفات اداری و آرایشهای مرکبی و مسکنی و دیگراسراف کاری های نامشروع را در بر نمی گیرد. بنابراین باید مرز ساده زیستی را به درستی شناخت تا تجمل گرایان مسائل امنیتی را سپر بلا نسازند و دشمنان انقلاب به بهانه ساده زیستی مسائل امنیتی رهبران را که ضرورتی بایسته دارد سئوال نبرند.

 

مصادیقی از ساده زیستی در زندگی :
ارزش دنیا به اندازه ای است که زندگی را تامین کند و بار سنگین نیازمندی به دیگران رااز دوش بردارد. ممکن است انسانی با دارایی بسیار، زاهد و پارسا باشد، ولی دیگری با دارایی کم ، دنیا پرست و گرفتار تعلقات و شئونات آن شود،این وابستگی است . که باید چاره شود نه دنیاداری .
لذا هر کسى در اجتماع یک شأن مادى دارد؛ که در صرف و خرج و سطح مادى زندگى باید به هم شأنى هاى خود رجوع کند. مثلاً کسى که دبیر است بایدزندگى متعارف دبیرى را مد نظر داشته باشد و زندگى سایر دبیران را ملاحظه کند. اگر بنا بر فرض مردان دبیر دو دست کت و شلوار دارند، چندین دست کت و شلوار اسراف به حساب مى آید، زیرا هر دبیرى بشنود مى گوید چگونه با حقوق دبیرى چند دست کت و شلوار فراهم مى شود؟یعنى عرف دبیران چنین خرجى را نمى پذیرد. به همین خاطر است که اگر کسى از درآمد خود بیش از شأن خود چیزى تهیه کرد به آن خمس تعلق مى گیرد (البته این مسأله ریزه کارى هاى دارد که باید به بحث هاى شرعى رجوع کرد)
براى کاستن تعلق و وابستگى به دنیا امورى را باید رعایت کرد:
1-مداومت بر قرائت قرآن در شبانه روز و توجه به احادیث اهل بیت(علیهم السلام) در مذمت زیاده خواهی و طلب دنیا.
2-توجه به سیره ی عملی معصومین(علیهم السلام) در برخورد با دنیا.
3-الگو قرار دادن نمونه های عینی از زهد و تقوا ؛ همچون بزرگان و علمای دینی در زمان خود.
4-پرهیز از آرزوهاى دور و دراز و سراب گونه.
5-پرهیز از شرکت در مجالس پر زرق و برق.
6- قرار دادن برنامه هاى عبادى در زندگى.
7- شرکت در مجالس موعظه و منابر.
8- معاشرت با خانواده هاى با معنویت و غیر مجذوب به دنیا.
9- شرکت در تشیع جنازه ها و زیارت اهل قبور و فکر نمودن راجع به آنها به طورى که موجب عبرت گردد.
10-توجه دائمی به مرگ و یاد آخرت و مطالعه در مورد حالات پس از مرگ .

سیره معصومان و عالمان

زندگی پیامبران وائمه معصومین همیشه همراه با زهد و بدور از تجمل و گرایش به مادیات بوده است. آنان با زندگی ساده دعوت خود را آغاز واین نوع زندگی را ترویج می کرده اند. علی[ ع] بطور مبسوط این داستان ساده زیستی و دوری از دنیا را شرح می دهد و چنینی میفرماید:

 

ولقد کان فی رسول الله - صلی الله علیه و آله - کاف لک فی الاسوه و دلیل لک علی ذم الدنیا و عیبها و کثره مخازیها و ساویها. .. وان شئت ثنیت بموسی کلیم الله - صلی الله علیه و سلم. .. وان شئت بداوود... وان شئت قلت فی عیسی بن مریم...

 

برای تو پیامبراکرم[ ص] الگوی بسیار خوبی است که بدانی و بر مذمت دنیا و معیوب بودن و بسیاری رسوائیها و بدیهای آن دلیل و راهنما باشد. (سپس حضرت پیامبران را یاد می کند): موسی[ ع] برای یک قرص نان مانده داوود[ ع] سبد می بافد و بفروش می گذارد که قرص نان جوئی تهیه کند عیسی بالشتش سنگ و خورشتش گرسنگی و چراغش ماه و پیامبراسلام[ ص] بر حمار برهنه سوار می شود و کفشش را با دست نازنین وصله کرده و پرده گل دوزی شده را حاضر نمی شود بر دیوار به بیند.

 

 

هنوز هیچ دیدگاهی درج نشده است. شما اولین باشید!